(مسعود اکبری مطالب اموزنده) قرآن کریم: بخوان به نام پروردگارت كه انسان را از علق آفريد، بخوان به نام پروردگارت که كريمترين [كريمان] است
| ||
|
![]() حیف است، حیف دست تو و دست های من باید قبول کرد که رفتی ... خدای من رفتم که پشت خاطره هایم کفن شوم تا سایه ای چه دور بماند به جای من بعد از تو آه، حال غزل هیچ خوب نیست بعد از تو آه، آه نماند برای من یادش به خیر! پشت مرا ناگهان شکست آن دوستی که خواست بمیرد برای من حالا شب عروسی تان مست می کنم تا بُهت تان بگیرد از خنده های من آقا! مبارک است، چه داماد خوشگلی! خانم! مبارک است، به طعنه؟ نه، وایِ من این خانه از همیشه خراب است تا هنوز این سرنوشت بود نوشتند پای من؟ سیگار را دوباره سر و ته، دوباره ... اَه تلخش رسید تا طعم چشم های من از کوچه های کاشان، تا پشت باغ فین یک مرد دفن شد، کم کم انتهای من ... حیف است ... حیف است ... من که از این شعر خیلی خوشم میاد. فقط خوشم میاد. ولی خب، نمیشه که همچین چیزی اتفاق بیفته ... به تماشا سوگند که نمیشه ... به نگاه سوگند ... که نمیشه ... نمی ... ن ... ... .. . بعد نوشت: ساعت به خواب رفته، قرارت نمی رسد پاییــــز مــــی دود بــــه بهارت نمی رسد هر چه گل است، من، به تو تقدیم می کنم یک شاخه هــم بــه خواستگارت نمی رسد هر هشت شنبه را تو به من فکر می کنی پاهــای من بـــه روزشمـــارت نمــــی رسد " لیلا دوبــــاره قسمت ابن السلام شد " آقا دلت خوش است، نگارت نمی رسد ! و تمام شد تمام ِمن ... خداحافظ ای موج های ناآرام ... خداحافظ ای دشت های ناکام ... خداحافظ ای دست های بی فرجام ... سلام ای سنگ های مادام ... نظرات شما عزیزان: [ جمعه 23 تير 1391
] [ 23:7 ] [ مسعود اکبری ] |
|
[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |